السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

126

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

اجتهاد خود عمل كرده‌اند . « 1 » كياطبرى مىگويد : جنگ‌ها و فتنه‌هايى كه بين صحابه واقع شد ، مبتنى بر اجتهاد بود . هر مجتهدى مصيب است . . . و آن كه مخطى ، معذور و بلكه مأجور است . « 2 » مقبلى گفته است : صحابى را آن گونه كه مىخواستند ، تعريف كردند . سپس كارهاى افراد موسوم به صحابى را در ذيل آن توجيه كردند . كارهاى برخى از آنان را با ادّعاى اجتهاد - كه در بيشتر اوقات ادعايى باطل و خلاف بديهيات است - سرپوش گذاشتند . شگفت از بىشرمى آنان كه مدعىاند ، بسر بن ارطاة - يگانه دوران در انواع پليدىها و خباثت‌ها - مجتهد بوده است . زيرا در ناسزاگويى به على بن ابى طالب و حزب او مأمور معاويه بوده كه خود مجتهد و خيرخواه اسلام بود . همين طور مروان و وليد فاسق . چنان كه مدعىاند بيعت با يزيد ، و طرّاح اصلى آن و كسى كه در اجراى آن كوشيد و آن كه بدان رضايت داد ، همه و همه بر اساس اجتهاد جامع شرايط بيعت صورت گرفته است . « 3 » ابن خلدون ادعاى اجتهاد همهء صحابه را مورد انتقاد قرار داده مىگويد : نه همهء صحابه اهل فتوا بودند و نه احكام دين از همهء آنان گرفته مىشد ، بلكه اين كار به حاملان قرآن و آگاهان از ناسخ و منسوخ و . . . اختصاص داشت . « 4 » 10 . اجماع پيشوايان هدايت شده : مالك بن انس گفت : رسول خدا ( ص ) و واليان پس از او سنّت‌هايى پايه‌گذارى كردند كه عمل به آن تصديق كتاب خدا ، و تكميل طاعت پروردگار ، و توانايى بر اجراى احكام دين است . هر كه به اين سنّت‌ها عمل كند ، هدايت و آن كه از آن

--> ( 1 ) . السنة قبل التدوين ، 404 ؛ الباعث الحثيث ، 182 . ( 2 ) . ارشاد الفحول ، 69 . ( 3 ) . الارواح النوافع ، 687 - 688 به نقل : اضواء على السنة المحمديه ، 352 . ( 4 ) . مقدمه ابن خلدون ، 389 .